![]() |
![]() |
|
| فریاد سکوت |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....
ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت...!!! کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم...؟؟؟!!! |
|
RSS
|