تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید


و خداوند عشق را آفرید

فریاد سکوت

 

 

من از بهار جز عید و اسکناسهای تا نخورده اش چیزی نمی دانستم

از عرقهای شرم پنجره در برابر پاکی باران چیزی نمی دانستم

 اما تو به من آموختی که بهار یعنی رویای ساده یک ماهی.

یعنی سادگی گل سرخ!!!

تو به من یاد دادی که چگونه انعکاس صداقت آسمان را در پاکی

قلب کودک روستایی بجویم!!!  

 

می آید، آرام آرام

خوش بو تر از خورشید

با دامنی پر از شکوفه می آید

از لابلای جنگل وحشی و قلب باغچه ها

از خیال بهار مالامال

بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغهاست!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387| ساعت 21:15| توسط dokhtare paeez| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست