تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید


و خداوند عشق را آفرید

فریاد سکوت

 

با سلام خدمت همه دوستان به خاطر كيفيت پايين عكسها از همتون عذر مي خوام اما فكر ميكنم تا حدي واضح باشند كه بتونن متأسفانه واقعيتهاي تلخ و .....

 

 

كدام افق را به نظاره نشسته اي مادر؟؟؟

 

 

حسرت در نگاه مادر اين كودك بس آشكار و هويداست ؛ به نگاه كودك بينديش و به برق پر از اميد درون نگاهش كه آينده اي نامعلوم را به انتظار نشسته است...!!!

 

 

اين هم وضعيت لباسي است كه كودكان اين ديار بر تن دارند و زمين چگونه مي تواند اين گونه بي رحم ، جاي پاي كودكان بدون كفش اين سرزمين را بر وجود خود تحمل كند ...؟؟؟!!!

 

 

و باز هم جفاي روزگار را بر دست هاي تكيده مادر و چهره بي رمق كودك به نظاره بنشينيد...!!!

 

 

ستونهاي اين خانه از تنه هاي درخت است كه سقف خاشاك خانه را بر دوش مي كشند...!!!

 

 

 

اين سر پناه پيرزني است كه گويي پرندگان در ساخت خانه او را ياري رساندهاند ، مبهوت مانده ام كه چگونه گرماي تابستان و سرماي زمستان را تحمل مي كند؟؟؟؟

 

 

خورشيد همدم مردمان اين ديار است و لحظات بدون حضور او براي آنان  دير  مي گذرد . اينجا جايي است كه مردم به ميهماني بي ريا عروس آسمان آمده اند.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386| ساعت 19:28| توسط dokhtare paeez| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست