تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید


و خداوند عشق را آفرید

فریاد سکوت

 

 

 

خاموش مي شوم و مكث مي كنم و تو آه مي كشي من گريه مي كنم ،ديوانه مي شوم

 

تو روي دفترم ،يك قلب مي كشي،يك راه مي كشي،من روي راه تو صد اشك مي چكم


تو قهر مي كني و يك ماه مي كشي!من روي ماه نقش تو را مي كشم!تو ناز مي كني آرام مي شوم


تو بامداد سبز آغاز مي كني،يك را مي كشي،يك عالمه فلوت پر آهنگ مي كشي


من سنگ مي كشم،با چهره سياه تصويري از خودم دلتنگ مي كشم،... بي رنگ مي شوم


چون سنگ مي شوم آزرده مي شوم از دوري تو باز افسرده مي شودم.


چه قدر دوست داشتم دل تنگي هاي اين روز را با تو تقسيم مي كردم


يا كسي بود براي درد و دل كردن...


بماند!آنقدر فاصله ها زياد شده كه هر چه قدر فرياد مي زنم


گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر...

 

 

 

 

باران که می آمد گوش به زنگ صدای تو تکه تکه های کهنه را کنار هم می چیدم و همیشه به این

 

حقیقت تلخ می رسیدم که توهم با من نبودی....!!!؟؟؟؟

 

 

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه

 

 شاخه گل رو قبرم بزاری

 

 

وقتی معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم

 

فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو.... شوقه با تو بودن....و اندوهه بی تو بودن!!!  

 

 

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون،

 

 فکرای قشنگ،قلب کوچیک من

 

 

اشکي که بي صدا است...پشتي که بي پناه است....دستي که بسته است...پايي که خسته

 

است....دلي را که


عاشق است....حرفي را که صادق است....شعري که بي بهاست....شرمي را که آشنا ست.....دارايي

 

 من ارزاني شماست

 

اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم

 

  

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385| ساعت 21:25| توسط dokhtare paeez| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست